یه احوال پرسی کلی...
سلام دوستای گلم...![]()
همونطور که قسمت در باره منم نوشتم این وبلاگ رو به عنوان یه خاطره واسه آینده درست کردم که اگه
قسمت شد بیایم با آقا مهدی گل گلاب بشینیم بخونیم . یاد امروز هارو بکنیم.![]()
این بار یه توضیح مختصر از رابطم بدم تا ایشالله دفعات بعدی بیام با خاطراته روزانش شیرینترش کنم.
منو مهدی تقریبا سه ماهی میشه باهم آشنا شدیم
.ولی از همون اول باهم رابطه به قول معروف
(عشقي)نداشتيم و يه رابطه معمولي دوستانه داشتيم كه اونم من خواسته بودم چون چند وقت پيش
يه شكست فجيح داشتم و اعتمادمو و علاقمو نسبت به همه پسرا از دست داده بودم
كه
مهدي سرو
كلش پيدا شد
اوايل ميگفتم اينم مثل اونه واسه همين فقط قبول كردم دوستانه بشناسمش و
همينطورم شد ولي به مرور زمان ديدم ايشون از هر نظر با قبلي فرق داره
. يه جوراي همفكر
وهمسطح هم هستيم تا اينكه روز قبل ولنتاين تصميم گرفتيم رابطمون رو جدي تر كنيم
. ولنتاين
امسال با ولنتاين هاي سال هاي پيش خيلي فرق داشت اول اينكه من تا امسال ولنتايني نداشتم و پارسال
هم روز ولنتاين با دوستم قهر بوديم.ولي امسال منم اين روز رو تجربه كردم و خيلي هم خوش گذشت.![]()
و الان منو و مهدي باهم يه رابطه رو خوب شروع كرديم اميدوارم اين يك سال هم به خوبي و خوشي
بگذره و مشكلي پيش نياد و بتونيم واسه هم خوشبختي وسعادت بياريم
.و صد در صد هم همينطور
ميشه.چون توي اين چند ماه از نظر مذهبي.خانوادگي.تحصيلات.فرهنگ.اخلاق در يك سطح
هستيم.حالا هر چي خدا بخواد و قسمت باشه.ولي به قول ليسا نيكولز:(به خواسته هايتان طوري
بنگريد انگار كه مال شما هستند. بدانيد كه هر وقت نياز داشته باشيد به سوي شما مي آيند و سپس
اجازه بدهيد تا بيايند.در مورد آنها گيج و نگران نباشيد. به نداشتن آنها فكر نكنيد.طوري فكر كنيد كه انگار
به شما تعلق دارند.مال شما هستند،در اختيار شما قرار دارند.)منم به زندگي الانم و به رابطم با
مهدي و آيندم مثل همين حرف نگاه ميكنم. در كل تنها چيزي كه تونست منو از نا اميدي و بي
اعتمادي خلاصم كنه و كمكم كنه نوشته هاي كتاب راز بود.اميدوارم همتون توي زندگيتون از نوشته
هاي اين كتاب استفاده كنيد . راه بهتر زندگي كردم رو پيدا كنيد.
همتون رو دوست دارم...![]()
به اميد خاطرات بهتر و زيبا تر توي اين وبلاگ...![]()
